کلاه قرمزی عروسک بود،خلاصه یک پسر خاله داشت که هیچ وقت تنهاش نذاره .تازه براش نون میخرید،نفت میخرید،همه کاراشو انجام میداد،شریک غم و شادیش بود،اونوقت ما آدمیم و این همه تنها.«تیرداد»
ادبی...ما را در سایت ادبی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: مسعود حکیمان رودی
بازدید: 85