نمی دانم چه شده.احساس میکنم مدتی است که موتور ماشین زندگی من آب روغن قاطی کرده.به هر مکانیکی میبرم تا تعمیرش کند،از تعمیرش عاجز مانده است.گویا این زندگی با این همه مشکلاتش زده به سیم آخر و همه ی سیستم برق ماشین زندگی ام را خراب کرده.دیگر من هم نیرویی ندارم تا بتواتم درستش کنم.آخر،ولتاژ اعصاب من هم زده بالا.کسی میخواهم تا بتوانم زندگی ام را به بهایی اندک به او بفروشم تا بتوانم در اسرع وقت جهت یک زندگی صفر کیلومتر به طور لیزینگی در شرکتهای معتبر جهانی ثبت نام کنم.اشکالی ندارد که بهایش سنگین باشد به هر قیمت اقساط چنین زندگی صفرکیلومتری را پرداخت خواهم نمود.مسعود حکیمان.تیرداد
ادبی...ما را در سایت ادبی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: مسعود حکیمان رودی
بازدید: 119