دوست دارم بخوابم.سالها بخوابم.مثل اصحاب کهف.چشمم را باز کنم ببینم در دنیای دیگری هستم.سکه پانصد تومنی را ببرم نانوایی تا نانی بستانم.اما نانوا با حیرت فغراوان سکه را که از دوران انقلاب است از من به عنوان عتیقه بستاند.دوست دارم من مکسی میلیای آن دوران باشم.گویا دلم هوایی تازه می خواهد.
تیرداد
برچسب:
نویسنده: مسعود حکیمان رودی