نامه ای از زبان مردگان به انسانهای زنده:عزیزان سلام.هم اکنون این مطلبی را که میخوانید،از زبان ما مردگان است.به زبانی ساده بگوییم،ما وقتی زنده بودیم،به هیچ عنوان باورمان نمیشد روزی بمیریم و ما را زیر تلی از خاک کنند.ما هم مثل شما جوان بودیم،عیش و نوش داشتیم،کار میکردیم،عبادت میکردیم،حتی مثل شما که از قبرستان ها رد میشوید،ما هم بارها و بارها از این محل رد شدیم،به دامنه ی کوهها جهت تفریح میرفتیم،به قبرستان هم میرفتیم و برای مردگان خود دعا میکردیم.شاید همان لحظه در دل ما تلنگری به وجود می آمد که ما هم روزی میمیریم،اما همین که از قبرستان پایین می آمدیم،همه چیز را فراموش میکردیم،عده ای از ما به زندگی عادیمان ادامه می دادیم.اینجا هر یک از ما به بهانه ای مرده ایم،عده ای مریض بوده،عده ای تصادف کرده عده ای هم شهید شده ایم.عده ای ناگهانی فوت کرده ایم.به هر حال هر چه بوده تمام اینها بهانه ای برای فوت ما بوده است.عده ای از ما جوان بوده ایم،عصیان و گناه میکردیم،ظلم میکردیم،از انجام هیچ گناهی ترسی نداشتیم هر چه نصیحتمان میکردند،به گوش نمی گرفتیم،به خیال خام اینکه چندین سال دیگر زنده خواهیم بود و هنوز مرگی برایمان نیست،به طور ناگهانی فوت کردیم و هیچ فرصتی جهت توبه و استغفار ما نبود.اینک در جهان برزخ که قرآن مرتبا از آن یاد کرده،منتظر سزای اعمال زشت خود هستیم.عده ای از ما هم خدا را شکر تا دم مرگ عبادت میکردیم و روح و جسم خود را به گناه آلوده نکردیم.اینک که مرده ایم،در پیشگاه خداوند خشنود و راضی هستیم،حال قضاوت با شما کدام یک بهتر است؟عده ای از ما چشم طمع به همه چیز گشوده بودیم،مال یتیم و مظلومان را به راحتی میخوردیم،طوری که هیچ کسی نمیفهمید،شاید گاهی اوقات به مظلوم نمایی روی می آوردیم،اما در باطن،گرگ روزگار بودیم.از رحم و مروت چیزی نمیفهمیدیم،همیشه در فکر تصاحب کل دنیا بودیم که متاسفانه اجل امانمان نداد و زودهنگام به جایی آمدیم که حتی فکرش هم نمیکردیم.خوش به حال شما زندگان که اگر هزاران گناه کرده باشید،باز فرصت توبه را دارید.از ما به شما نصیحت:هر لحظه امکان فوت شما هست،همانگونه که برای ما بود،در هر لحظه ای از گناهان خود توبه کنید،مبادا که دنیا چشم شما را کور سازد و حقیقت مرگ را از شما دور کند.مواظب باشید اسباب دنیا شما را بازیچه خود نسازد و شما را از یاد خدا غافل نکند.تنها چیزی که برای شما می ماند،عبادت های شماست.نماز،روزه،زکات،کمک خیرخواهانه به دیگران،مهربانی،عطوفت و مروت و صله رحم،ملاقات و دلجویی از بیماران،زندانیان و خانواده شان را هرگز فراموش نکنید،در عوض از بدی هایی که در دین منع شده است،بپرهیزید.بدانید که هر کس و در هر مقامی باشید،دیر یا زود برای همیشه بار سفر را خواهید بست و به دیار باقی خواهید شتافت.آیا شما را توشه ای لازم نیست؟؟!!پس تا دیر نشده به فکر آخرتتان باشید.این تجربه ای از ما بود،تا میتوانید از تجربه ما استفاده کنید.در پایان خواهشی از شما زندگان داریم،عده ای از ما در حالی که دارای همسر و فرزند بودیم،به طور ناگهانی یا از سر قسمت فوت کرده ایم.به فرزندان یتیم ما سر بزنید.چرا که اینان نیازمند محبت از سوی شما هستند.نوشته مسعود حکیمان«زنده ای که روزی خواهد مرد»
برچسب:
نویسنده: مسعود حکیمان رودی
تاريخ: شنبه
27 تير
1394 ساعت: 7:12