سلام دوستان.هیچ فکر کردید بدترین دردی که خدا میتواند به بنده اش بدهد چیست؟با کمی تامل در این زمینه متوجه میشوید که این درد که متاسفانه با هیچ دارویی هم درمان نمیشود،بنده پول بودن است که خداوند عظیم الشان در قرآن شریف از آن به عنوان«حرص»یاد کرده و در قرآن آورده است که«و کان الانسان حریصا»فلسفه اینکه عنوان شد که این بدترین درد است به این خاطر است که توجه بفرمایید اگر انسان خدایی نکرده مبتلا به بیماری خطرناکی مثل سرطان شود تنها خودش آسیب میبیند.ضمن اینکه اغلب بیماریها در وجود انسان بدون اختیار خودش به وجود می آید.فرق چنین بیماری ای با سرطان یا ایدز در آن است که سرطان یا ایدز فرد را به خدا نزدیکتر میکند ولی فرد مبتلا به بیماری حرص لحظه به لحظه از خدا دور میشود.پس مشاهده میکنید که چنین مرضی از سرطان هم بدتر است. در زمینه حرص و به تعبیر بنده،بنده پول بودن مساله فرق میکند.چنین مرضی نه که خود شخص را مورد آزار و اذیت قرار میدهد متاسفانه دیگران را همچون خودش به آسیب روحی و روانی میرساند.همچون ویروسی به دیگران سرایت میدهد.چنین فردی میکروبی بیش نیست.در تفسیر این موضوع باید به عرض برسانم که حتما تاکنون در جامعه متوجه این امر شده اید که بنده پول و یا آدم طمعکار از هر وسیله ای استفاده میکند تا به هدفش برسد.دروغ میگوید کلاه برمی دارد و کلاه میگذارد رشوه میگیرد و رشوه میدهد.تکبر دارد و دیگران را در مقابل خود کوچک میداند.احساس میکند زمین و زمان از اوست و همین موضوع است که دیگران را به مخاطره می اندازد.در مقابل چنین موضوعی این چنین فردی به هیچ عنوان با اینکه شاید در ظاهر به عیش و نوش می پردازد ولی شب هنگام خواب راحت ندارد.تا صبح به فکر کردن مشغول است و دایم با خودش کلنجار میرود که مبادا فردا چکم برگشت خورد.مبادا رقیبم زودتر از من مالک چیزی شود که من روی آن شرط بندی کردم.حتی خواب راحت را هم از خانواده اش میگیرد.خوراکش شاید در ظاهر با رفیقان و یا رقیبانش در رستورانهای مجلل و هتل های آن چنانی باشد ولی در محیط خانه خوراکش از کشک و بادمجان و شاید نان خالی تجاوز نمیکند.چرا که به حساب خودش فکر میکند آدم دقیق و حسابدار خوبیست.در توهم است که از چنان مدیریت قوی برخوردار است که میتواند لشکری را اداره کند چنین فردی در جامعه همیشه از اوضاع زمان گلایه دارد و میگوید اگر من صاحب منصب بزرگی در کشور به جای فلانی می بودم نمیگذاشتم این طوری و آن طوری شود و اگر واقعیت امر به او چنین منصبی هم واگذار شود به خاطر عدم لیاقت زودهنگام خودش را کنار میکشد و یا او را کنار میزنند.اغلب به خاطر پوشاندن معایبش در مقابل مردم به ریا کاری مشغول میشود.شاید خودش را آدم خیرخواهی بداند اما در واقع چنین نیست.این همان انسانی است که در سطور بالا از آن به عنوان آدم متکبر یاد شد.حال قضاوت با شما.این همه از رذایل چنین شخصیتی عنوان شد آیا واقعا مبتلا بودن به چنین دردی خطرناکتر و بدتر از ایدز و سرطان نیست؟ پس همیشه دعا کنیم که خدایا به هیچ عنوان کسی را به چنین دردی گرفتار نکن و اگر هم کردی به هر طریقی که صلاح میدانی نجاتش بده.ما را نیز گرفتار حرص مکن.بر سر کوی قناعت حجره ای خواهم ساخت نیمه نانی میرسد تا نیمه جانی در تن است.نوشته مسعود حکیمان.تیرداد
برچسب:
نویسنده: مسعود حکیمان رودی