شنیده اید که میگویند بر فلان ماده خوراکی اعتمادی نیست!از آن چیزی کاسته و یا چیزی بر آن افزوده اند؟!میگویند مواد خوراکی که از بازار تهیه میکنید با احتیاط خرید کنید و یا بخورید تا خدایی نکرده گرفتار مریضی نشوید؟!شنیده اید که همه جای این کره خاکی نقل از بی اعتمادیست؟!چه جالب دیگر به کمتر چیزی می توان اعتماد کرد!فلان جنس قلابیست.مواظب باشید در خرید آن کلاه به سر شما نرود.فلان کالا در واقع ارزان است،گران به شما ندهند واگر میخواهی به قیمت مناسب خرید کنی برو فرد مورد اعتماد را پیدا کن.به فلان خانه برو که اعتماد در آن هست ولی به فلان خانه نرو کهدر آن اعتمادی نیست.با فلانی به ماشینش سوار نشو که زیاد تند میرود به رانندگیاش اعتمادی نیست شاید جانت در خطر باشد.جهت مداوا به فلان پزشک مراجعه نکن.چیزی نمیفهمد.بدتر میشوی...در گیرودار این همه بی اعتمادی غرق شده ایم و به دنبال چیزی هستیم که در آن چنین صفتی یعنی اعتماد باشد.دروغگو نباشد،کلاهبردار نباشد،حقه باز و کینه توز و زیر آب زن نباشد و یا راهنمای این طریقت نباشد.همه ما به دنبال چنین چیزی هستیم.شاید گاهی به قول شاعر با خود بگوییم«یافت می نشود هرگز»اما اگر چنانچه به اطراف خود نگاهی بیفکنیم و دید تعصب معابانه خود را کنار بگذاریم،در دوره بیرحم کنونی که متاسفانه سرتاسر جهان را فرا گرفته،حتما به چنین چیزی برمیخوریم که می شود نهایت اعتماد را بدان کرد و کوچکترین شکی در آن نیست.قدیمی است اما از چنان طراوتی برخوردار است که گویی همین الان آفریده شده است.هر قشری بدان نیازمند است.از ادیب گرفته تا مهندس.پزشک و قاضی،کارگر و کارفرما،خادم و مخدوم ورزشکار،هنرمند و مخلص کلتم به درد همه خورده و می خورد.زیاد چیز ناآشنایی نیست.تا کنون راهنمای شفاعت هر گونه امراضی بوده است.هر راهکار مفیدی را نشان داده.حتی تا جایی که شنیده می شود همان کسانی که بدان اعتقادی ندارند،از راهنمایی هایش اختراعات فراوانی کرده اند.آری درست حدس زدید.چنین کالای گرانبهاییکه در هیج جای دنیا نمونه ای برایش نیست،«قرآن»است.کتاب مقدسی که نهایت اعتماد را می شود بدان کرد.پس تو ای مریض،تو ای محتاج،تو ای مقروض،تو ای گم کرده راه و تو ای هر کسی که هستی در هر مرتبه علمی بدان مراجعه کن که قرآن نهایت خوبیست.نگذار در منزلت خاک بخورد.آن را تنها برای بردن به سر قبور برندار،از آن تنها در مراسم تعزیه استفاده نکن.اگر می دانستیم که این کتاب مقدس تا چه حدی ماورای طبیعت کمکمان میکند،یک لحظه زمینش نمیگذاشتیم.چگونه میشود سر وقت ساعتمان را کوک میکنیم تا دارویمان فراموش نشود،تا کارمان فراموش نشود،تا زودتر به هدفمان برسیم،تا از بازار داغ سرگرمی عقب نمانیم،اما شاید هیچ بهایی به قرآن ندهیم.فراموشمان شده که خود قرآن نهایت هر بهایی است.تو که در هر مسلک و مرامی هستی،میدانی که اگر خودت را کوک قرآن کنی،چیزی دستگیرت میشود که در خواب خودت هم نمی دیدی؟!پس بیاییم بیشتر به کتاب مقدسی روی بیاوریم که نهایت خوبیست.و در اعتماد بدان هیچ شکی نیست.اگر روزی دکتر علی شریعتی فرمود:«اگر میخواهی اسیر هیچ دیکتاتوری نشوی،بخوان،بخوان،بخوان،»من هم میگویم«اگر میخواهی مقتول عقلی،فهمی،جسمی و روانی هیچ دیکتاتوری نشوی فقط قرآن بخوان و بدان عمل کن.«مسعود حکیمان»تیرداد
برچسب:
نویسنده: مسعود حکیمان رودی